روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود
و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و سجاده اش عبور کرد
مرد نمازش را قطع کرد و داد زد
…
هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی
: مجنون به خود آمد و گفت:
من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم
تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی ؟؟؟
:: بازدید از این مطلب : 882
|
امتیاز مطلب : 409
|
تعداد امتیازدهندگان : 100
|
مجموع امتیاز : 100